آقا جان سلامآقا امسال هم لیاقت نداشتم بیایم؟بخدا دلم بی تاب یه جرعه حرم اســـتآقاجان؟خودت میدانی دوری چقدر سخت استرقیه ات را میگویم....دربه در کوچه های شام بود...منم دربه در عشـــق تو هستممرا هم سامان بدهمرا هم بپذیر....اربابم؟فدایت شومفدای آن سر بریده...الهی من بمیرم تن اربابم بی کفن زیر افتاب نباشد...نباشم آقا علی اصغرت پر پر شد...آقا جان میدانم بدمم
برچسب:
نویسنده: مهتاب حیدری